سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
86
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شارح ( ره ) مىفرماين : يعنى در مواضع سهگانهاى كه بيان شد زانى را با شمشير مىكشند احصان در او شرط نيست يعنى چه وى همسر داشته باشد كه از استمتاع با وى مانعى نداشته يا بىهمسر بوده و يا در صورت داشتن نتواند از وى كام بگيرد در تمام اين صور اگر زانى به اين امر مبادرت ورزيد در صورتى كه يكى از موارد سهگانه باشد وى را با شمشير بايد كشت و دليل بر اين حكم اطلاق نصوص به لزوم قتل وى مىباشد بدون اينكه فرقى بين احسان و عدم آن گذارده باشند . و نيز فرقى در لزوم قتل وى نيست بين اينكه زانى پيرمرد بوده يا جوان باشد ، مسلمان بوده يا كافر باشد ، حرّ و آزاد بوده يا عبد و بنده باشد . لازم بتذكّر است اگر زن مرد را اكراه به زناى با او نمود وى را بمرد نمىتوان ملحق كرد زيرا اصل عدم الحاق است اگرچه احتمال آن داده مىشود كه بتوان وى را بمرد در حكم مزبور ملحق نمود و در نتيجه اگر زنى مردى را اجبار كرد كه با وى زنا نمايد حدّش اينست كه او را همچون مرد مكره با شمشير بايد كشت . قوله : و لا يعتبر الاحصان : مقصود احسان در مرد مىباشد و شرح معناى احصان عنقريب انشاء اللّه خواهد آمد . قوله : فى المواضع الثلاثة : مقصود از سه موضع ، زناى با محارم و زناى ذمّى با مسلمان و زناى مرد با زن از روى اكراه مىباشد . قوله : و لا تلحق به المرئة : ضمير در [ به ] برجل راجعست . قوله : لو اكرهته : ضمير فاعلى به مرئه و ضمير مفعولى به رجل برمىگردد .